دیشب فهمیدم داره ازدواج می کنه!!! اما هر کاری کردم نتونستم خوشحال شم...بی اختیار خاطرات تلخ ۶-۷ ماه پیش جلوی چشمهام رژه رفتند.دلم گرفت...اون روزهایی که همه با هم جنگیدند که..........

شب که می خواستم بخوابم ٬ خیلی فکر کردم!

من از ۱ می خوام که منو ببخشه٬اما می گه جایی برا بخشش نیست!!

 در حالیکه خودم نمی توانم ۲ را ببخشم

خیلی سعی کردم اما نشد...دلم راضی نشد که فراموش کنم٬ که ببخشم٬ چند بار بخشیدم!چند بار فراموش کردم اما باز بدتر از بد شد...ضربه هاش عمیق تر شد ...جای چنگالهاش هنوز رو قلبم مونده...می گویند هر بار که دلی را شکستی یک میخ بکوب به دیوار٬ بعد که دلش را بدست آوردی میخ را در بیار٬ اما جاش رو دیوار برا همیشه می مونه...اون میخ ها را روی دیوار روح من کوبید ...

دیشب به ۱ حق دادم که نتونه ببخشه...هر چند که از نظر من فقط یک سوء تفاهم بود...ولی بهش حق دادم که نتونه با دلش کنار بیاد!!!

با دلم حرف زدم ٬بهش گفتم که :

از هر دستی که بدی از همون دست هم می گیری

ولی گوش نداد!! بغض کرد و بارید!! بهش گفتم که اگه نبخشی حق نداری انتظار بخشش داشته باشی٬ باز هم بارید ٬اما نتونست ببخشه...نتونست....نتونست

 اگه بگم بخشیدم دروغ گفتم...زبونم گفته اما دلم نه !!! اما دیشب حتی زبونم هم نتونست بگه : خوشبخت بشی...نتونستم براش آرزوی خوب کنم...اما آرزوی بد هم نکردم...

عذاب آور هست اما نمی تونم ...

نمی تونم...

( تا شر نشده اضافه کنم که: اونی که داره عروسی می کنه مونث هست18.gif)

/ 9 نظر / 7 بازدید
باران

آدمای بخشنده بزرگترين آدمان

زینب

ها؟ ها؟ ها؟ چی؟ چی؟ چی؟ جريان چيه؟ مگه تو چت بود که نيمد تو رو بگيره؟

رتبه اول

ای وايييی....نه ه ه ه ه ه ....اونی که داره عروسی می کنه دختره

مونا

دختره؟پس قرار بوده شما هم بريد فرانسهواسه ازدواج؟راستش هيچی سر در نياوردم چی شد!

پسر شيراز

سلام دختره..........؟؟؟منم زیاد نفهمیدم رتبه اول...... دیدی آپم.....حالا چرامیزنی...........راستی بنظر من همیشه افسانه ها ..افسانه هستند....

پسر شيراز

راستی ممنون که بهم سر زدی........و راهنماييم کردی.....پاش وايسادم

زینب

بهمن

ظاهرا که هم جنسيد. خوب خدا رو شکر کار اينجور راحت تره

آلبالو گيلاس

اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت---جانم بسوختي و به جان دوست دارمت---تا دامن کفن نکشم زير پاي خاک---باور مکن که دست زدامن بدارمت