مامان جون

قصه مادربزرگم داره به آخرین نقطه از آخرین سطرش نزدیک می شه...

قبل از سفر می دونستم که وقتی برگردم دیگه نمی بینمش!

دیروز وقتی تو ای سی یو دیدمش حالم خیلی بد شد ... هیچی جون تو تنم نبود که راه برم. علی کشون کشون بردم بیرون! با دستگاه زنده است... می گن چون بخشی از مغزش به تحریک ها جواب می ده نمی تونند دستگاه ها را خاموش کنند... اما جمسش ....

دلم گرفته

/ 0 نظر / 5 بازدید