وبلاگ دختری به نام بهار

این وبلاگ شده گنجینه خاطرات من...گاهگاهی ورقش می زنم و می خونمش...یکدفعه کلی خاطره خوب و بد هجوم می یارن به ذهنم....

این چند وقتی یعنی بعد از ازدواجم انگار با نوشتن قهر بودم...چه کمرنگند خاطرات این دو سه سال....

ولی دیگه این دفتر خاطرات را تنها نمی ذارم...

/ 0 نظر / 3 بازدید