امروز

صدای دلنشین باران...وسوسه روح من برای دیدنش...اما با پایی دربند گچ...نمی توان راه رفت!

/ 2 نظر / 7 بازدید
بابایی

آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا ! دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا . . . !

نازنین

سلاااااام..خوبی؟ چه می کنی..؟ خوبه که هنوز تو بلاگت می نویسی.. [گل][ماچ] گاهی می یام به اینجا سر میزنم..