من

دلم برای روزهای بی دغدغه خانه پدری تنگ شده...زندگی مشترک برای من که جز دغدغه و دل نگرانی چیز دیگری بهمراه نداشت...

غصه ی غصه های علی شده همه غصه های منه!

/ 2 نظر / 2 بازدید

سلام لطفا به من سر بزن به بودن شما دوست عزیز تو وبلاگ نیازمندم ممنون در ضمن وب طیبایی دارید منتظرم...

يواشكي!

سلام تسليت بابت مادربزرگتون،متاسف بابت گچ پا ،خانه پدري،غصه،دلتنگي براي وبلاگ،همه ي اينا يعني زندگي يعني تكامل يعني خام بودم پخته شدم سوختم:-)قوي باش آجي محكم و به زندگي لبخند بزن و يادت نره اگه غم وجود نداشه باشه شادي هيچ معني نداره خدا هميشه ميبينتت يادش نرفته تورو اما تو چي، ميبينيش؟ آدما رنگ عوض ميكنن كاش همه چيز باز صورتي بشه واسه همه آدماي دنيا