rotbeaval
دلتنگی های دختر کوچولوی رتبه اول 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

قرار نبود به این زودی آپ کنم ولی امروز خیلی حالم گرفته ...امتحان زبانم را عالی دادم اما ۵ نمره اش تو جزوه مسخره ما نبود پس حداکثر ۱۵ می شم...این استاد لر هم زبان نمی فهمه هر چی جیغ و داد کردیم جواب نداد ٬فایده نداشت ولی از این ناراحت نیستم....

تو این دانشگاه ٬تو این مقطع !چیزای عجیب زیاد می بینم...که برام ناراحت کننده است...همه بچه ها پاچه خوار هستند مخصوصا این جونورهای دو پایی که پسر خوانده می شوند ...یه جورایی همه فکر تک روی هستند...سوال از استاد می گیرند به بقیه نمی دن...از این جور بچه بازی ها...دختر ها هم دست کمی از پسرا ندارن...خیلی احساس تنهایی می کنم...فاطی کجایی؟!

بازم این ها دلیل اصلی این پست نیست! این کلاس زبان از بس پر طرفدار بود !! هر جلسه با ۵-۸ نفر تشکیل می شد ۵-۶ تا دختر و ۲-۳ تا پسر از کل ۲۰-۲۵ تای که بودیم ...اما ... بعد امتحان داشتیم با استاد چونه می زدیم که یکی از اون جونورهای پاچه خوار که ۱ جلسه هم کلاس نیومده بود زد همه کاسه و کوزه هامون را شکست...حیف که جهت پاچه خواری دنبال سر استاد راه افتاد و الا از سقف آویزونش می کردم...اون هم از سقف حیاط!!

خیلی جونورهای نامردی هستن!!! ترم دیگه هم هست که بیایند و التماس کنند و جزوه بخواهند ...پاچه خواریی نشونشون بدم!!!

واگذارشون می کنم به خدا !! اون جای حق نشسته...

هر چی خواستم دختر خوبی باشم و ضد پسر نباشم یعنی عمل نکنم نمی شه ...

از همه پسر ها بدم می یاد ....امروز بیشتر از همیشه

[ چهارشنبه ۱۳۸٥/۱٠/٢٧ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ bahar b ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فوق لیسانس اقتصاد-بیکار
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب