rotbeaval
دلتنگی های دختر کوچولوی رتبه اول 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

 

 

تقریبا 10-12روز بیشتر به کنکور فوق لیسانس من نمونده بود که دیدم وسط کوچه مون چشمه سبز شده. زنگ زدیم اتفاقات آب که حضور محترمشان را بیاورند و ببینند این آب های جوشان از کجا می غرند و بالا می آیند .

یک گروه اومدند و با اجازتون کف کوچه را کندند تا شاید با الطاف اداره آب و هنرمندی کارگران ایشان منبع چشمه کشف گردد و ما هم دعا گوشان شویم .... پس از مدتی کندوکاو رسیدند به یک لوله از جنس عهد چماغ سنگی  که تا دلتون بخواهد سالم بود!!یک بسط زدند روی محل فوران آب و رفتند که رفتند....

فردای اون روز باز هم آب جوشید و غرید و اومد بالا ....دوباره کارگران شریف و هنرمند اتفاقات آب لطف فرمودند و تشریف فرما شدند و قدم بر سر و کله ما گذاشتند و با کلی ناز و ادا یک بسط دیگه چسباندند یک جای دیگه لوله مورد بحث و رفتند که رفتند...

فردای اون روز باز هم آب جوشید و غرید و اومد بالا ...

...

بهر حال دیدیم که از این اتفاقات بخار خاصی بلند نمی شه ..بنابراین با کمک اهل محل نامه ای به اداره نوشتیم که این لوله با بسط و چسب و ناز وادا درست نمی شه که نمی شه یک فکر اساسی می خواهد ....

اداره محترم آب تحویل نگرفت ....

این بندگان خدا (همسایه هامون ) رفتند و پاشنه در اداره را کندند تا بالاخره چند عدد موجود هنرمند به نام کارگر آوردند و ....(اینجا قلبتون باید تالاپ و تولوپ بزنه- اگه درست حس نگیرین نمی شه ها-)....داشتم می گفتم ...چند تا کارگر هنرمند آوردند که دوباره کف کوچه را بکنند تا کل لوله را عوض کنند اما از آنجا دستان این عزیزان ظریف بود و اگه بیل و کلنگ می زدند خراب می شد ، به خودشون لطف کردند و یک عدد بیل مکانیکی خبر کردند و رفتند وسط کوچه ....با اجازتون هر مدل تاسیسات اون زیر بود آوردند بالا ....از جمله لوله گاز خونه ما.....

                حالا حال من اون وسط چه جوری بود فقط خدا میدونه

یک دفعه دیدم شعله بخاری قهوه ای شده و بعد کل محله را گاز برداشت ...شانس آوردیم خفه نشدیم...همه چیز را خاموش کردیم که دور از جونمون نترکیم و فوراً زنگ زدیم اتفاقات گاز که ای اداره محترم کمک ، ما داریم خفه می شیم و از این جور چیزا...

فکر کن!!! کلی سوال پیچمان کردند که چی شده ، چرا شده، چه جوری شده ، چه رنگی شده، ....

هنرمندان اداره محترم آب هم که دیدند یه نمه هوا ابری هست دم و بیل شون راگذاشتند روی کولشون و در عرض یک چشم به هم زدن محو شدند ....

                               کی بود کی بود؟!؟    من نبودم دستم بود !!!

بعد از کلی ناز و ادا و فکر و اندیشه بالاخره اداره گازی ها تصمیم گرفتند بیایند و یه سری به محل فوران گاز بزنند ....

بالاخره او مدند و لوله و محل نشط را بستند و ...اینها هم رفتند که رفتند...

 

من بدبخت هم اون وسط نشسته بودم و زار میزدم که آخه خدایا بین این همه روز ، بین این همه ماه، همه بلا های آسونی و زمینی باید دقیقاً توی این این 1 ماه که من بیچاره امتحان دارم بریزه پایین؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!؟؟؟؟؟

 

حالا ما این وسط توی خونه داشتیم قندیل می بستیم ، اداره آب و گاز داشتند کاملاً محترمانه با هم سر هزینه تعمیرات دعوا می کردند .ما هم این وسط شده بودیم کیسه بکس ...زنگ زدیم اداره گاز که لطف کنید بیایید و بر ما منت بگذارید و این گاز را وصل کنید ....از ما خواهش و تمنا و التماس ، از اونها ناز و ادا و ....

بهر حال 4 روز گاز نداشتیم و من زیر لحاف درس می خوندم و اشک می ریختم...

کلی از وقتم را از دست دادم...

....

بهر حال با سلام و صلوات بعد از 7-10 روز کوچه سر و سامان یافت و چاله چوله هایی که هنرمندان عزیز ادارات محترم آب و گاز طراحی کرده بودند هم پر شد و آسفالت .تا ...

وای نه ...دوباره آب زد بالا !!! این بار از چاه آب می جوشید و غل غل می یومد بالا

وای نه ...دوباره هنرمندان اداره آب

وای نه ...باز هم بیل مکانیکی

وای نه ... دوباره همه تاسیسات کف کوچه اومد بالا

وای نه ... این بار کابلهای تلفن را پاره کردند

وای نه!!!! تا ساعت 11 شب گشتند و کندند و گشتند...اما هنوز نتوانسته اند چشمه اصلی را پیدا کنند ...

می گویند فردا باز میگردیم و بقیه کوچه را می کنیم شاید محلش پیدا شه

وای نه ... باز هم بیل مکانیکی

وااااااااای نه ....امروز برق هم قطع شد

وای نه............

 

[ دوشنبه ۱۳۸٤/۱٢/۱٥ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ bahar b ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

فوق لیسانس اقتصاد-بیکار
صفحات دیگر
لینک های مفید
امکانات وب